چشمان بارانی
 
نويسندگان
این توانایی آدما نیست که شخصیتشان رانشان میدهد بلکه انتخاب آنهاست ....
[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:8 ] [ م . افلاک ]
آنچه كه در يك شب نمايش مي آموزيم، از عهده يك كتاب بزرگ بيرون است.((فرانسوا ولتر))

 

هر چه بيشتر كتاب بخوانيد، بيشتر از زندگي حقيقي برخوردار خواهيد شد.((فرانسوا ولتر))

 

راستگوترين، بي توقع ترين، مفيدترين و هميشگي ترين رفيق براي هر كسي كتاب است.((مارك تواين)) 

[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 10:45 ] [ م . افلاک ]
برگهاي كتاب به منزله بالهايي هستند كه روح ما را به جهان روشنايي پرواز مي دهند.((فرانسوا ولتر)) 

 

قلم روزنامه نگار مانند تيشه اي است كه نمي شود آن را شكست؛ اين تيشه بدين جهت ساخته شده كه دنياي قديم را ويران كند و دنياي تازه اي به وجود آورد.((فرانسوا ولتر)) 

 

كتاب بر دنياي تمدن فرمانروايي مي كند.((فرانسوا ولتر)) 

[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 10:46 ] [ م . افلاک ]

تو دوری از برم دل در بـــرم نیست

هــــوای دیگــری اندر سرم نیست

به جـــــان دلبـــرم کــز هر دو عالم

تمنـــای دگـــر جـــــز دلبرم نیست

[ سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 8:22 ] [ م . افلاک ]
اگر می گریم 

    گریه ام بی ثمر است ...

اگر می خندم خنده ام بیهوده است ...

[ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 3:19 ] [ م . افلاک ]
نمی داند دل تنها، میان جمع هم. . .  تنهاست

مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من

خودش از گریه ام فهمید مدت هاست! مدت هاست

به جای دیدن روی تو در "خود" خیره ایم ای عشق!

اگر آه تو در آیینه پیدا نیست، عیب از ماست

جهان، بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار

اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست

من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل

تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست

در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی

اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست

[ شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 11:40 ] [ ونوس ]
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
شهریار

[ شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 9:37 ] [ م . افلاک ]
شب در چشمان من است،
به سیاهی چشم هایم نگاه کن…..!
روز در چشمان من است،
به سفیدی چشمانم نگاه کن….!
شب و روز در چشمان من است،
به چشمان من نگاه کن…..!
پلک اگر فرو بندم، جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت…..!.!
*زنده یاد حسین پناهی*

[ پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:0 ] [ م . افلاک ]
تجهیزات اتاق عمل

[ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:15 ] [ م . افلاک ]
 تولدم مبارک

[ پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 2:21 ] [ م . افلاک ]
اگر کسی شما را نپذیرفت احساس بدی نداشته باشید

معمولا چیزهای گران را رد می کنند

بخاطر اینکه نمی توانند از پس قیمت آنها بر بیایند

[ دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:25 ] [ ونوس ]
[ دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:26 ] [ م . افلاک ]
اين زيبايي نيست كه آفريننده ي عشق است، بلكه عشق است كه آفريننده ي زيبايي است.((لئو نيكولايويچ تولستوي)) 

[ دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:10 ] [ م . افلاک ]
براي آن آفريده نشده ايم كه همه كارها را انجام بدهيم. براي آن متولد شده ايم كه يك كاري بكنيم و منشا اثري باشيم.((هنري تورئو))

[ یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:9 ] [ م . افلاک ]
آدمي براي شك كردن آفريده نشده، براي پرسيدن آفريده شده است.((توماس يانگ))

[ شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:9 ] [ م . افلاک ]
زماني چيزهايي مرا به خشم مي آورد كه امروز باعث خنده ام مي شوند. براي اين كار پايداري لازم است تا با آن، انسان هاي ميانه ي اهل عمل بر شاعران و هنرمندان خنده سر دهند.((فرناندو پسوا))

 

به هر ميزان كه زندگي با انسان ميانه، سخت و بي ملاحظه برخورد كند، انسان اين نيك بختي را دارد كه مجبور نيست مدام زندگي را با انديشيدن سپري كند.((فرناندو پسوا))

 

آنچه كه ما زندگي كرده ايم، سوء تفاهمي شايع است، حد ميانه ي شادمانه ي عظمتي كه وجود ندارد و خوشبختي، كه نمي تواند عينيت يابد.((فرناندو پسوا))

[ پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:3 ] [ م . افلاک ]
برای مهندسین بن بستی وجود ندارد. آنان یا راهی خواهند یافت٬ یا راهی خواهند ساخت…»

۵ اسفندماه٬ « روز مهندس» بر شما مهندسین عزیز مبارک باد!

[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:40 ] [ م . افلاک ]
برای مهندسین بن بستی وجود ندارد. آنان یا راهی خواهند یافت٬ یا راهی خواهند ساخت…»

۵ اسفندماه٬ « روز مهندس» بر شما مهندسین عزیز مبارک باد!

[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:40 ] [ م . افلاک ]
متنفرم از انسان‌هایی که دیوار بلندت را می‌بینند
ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که،
تو را فرو بریزند…!
تا تو را انکار کنند…!
تا از رویـــت رد شـــوند

 

 تو خوب باش ، حتی اَگر

 آدم های اطرافت خوب نیستند ،

تو خوب باش ، حتی اَگر هم

از خوبـ♥ــی هایت سو استفاده کردند ،

تو خوب باش ، حتی اَگر

 جواب خوبی هایت را با بدی دادند ،

تو خوب باش ، همین خوب ها هستند

 زمین را برای زندَگی زیبــــ♥ـــــا می کنند  

 تو خوب باش ، حتی اَگر

 آدم های اطرافت خوب نیستند ،

تو خوب باش ، حتی اَگر هم

از خوبـ♥ــی هایت سو استفاده کردند ،

تو خوب باش ، حتی اَگر

 جواب خوبی هایت را با بدی دادند ،

 

[ دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:56 ] [ م . افلاک ]

پنبه آتش گرفته‌ای است‌
قلب من،
کف مزن‌
شعله‌ورش مکن.
باد را ببین‌
چگونه درختان را دور می‌زند
و سوی دلم می‌خزد
کف مزن‌
شعله‌ورش مکن.
قلبم را
در آتش این جزیره تاریخ بگذار تا بسوزد
کف مزن‌
شعله‌ورش مکن‌
باد را ببین
چگونه مرا در دهان گرفته و بر آب می‌رود...

[ دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 9:28 ] [ ونوس ]
وقتی خواستی دل ی اسفندی رو بشکنی ی چیز رو اصلا فراموش نکن….. اینکه هیچ وقت ترمیم نمیشه……

[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:21 ] [ م . افلاک ]
اگـــر روزی داســـتان یه اسفند ماهی رو نقـــــل کردی …!!
بـگـــــــــــو …!!
بـی کــس بـــود امــا کســــی را بـی کــس نکـــرد …!!
تنهــــا بـــود امــــا کســـی را تنهـــا نگذاشـــت …!!
دلشکســــته بــــود امــــا دل کســـی را نشکســت …!!
کـــوه غــــم بـــود ولــــی سعی کرد کســـی را غمگــــین نکـــــند …!!
و شـــایــد بـــد بـــود ولـــــی بــــرای کســــی بــــد نخــــواســـت …!!

 

 

یه اسفند ماهی ﯾﻪ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﻟﺶ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﻪ ﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﺣﺘﯽ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮﺵ…

[ شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 13:54 ] [ م . افلاک ]
وقتی دستت را با چاقو می بری بعد چند دقیقه یادت میره 

اما وقتی دستت را با کاغذ میبری تا چند روز یادت نمی ره 

کاغذ از چاقو تیزتر نیست 

اما از چاقو انتظار بریدن نداری 

حکایت روزگار اینجوریه ..

وعده ما امشب ساعت 8 سالن آمفی تئاتر .....

[ شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 13:40 ] [ م . افلاک ]
 چه سخت است تنگ ماهی بودن

نشکنی زندان بانی

بشکنی قاتلی

خوش به حال آب

[ دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 10:46 ] [ ونوس ]

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد

مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را

گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان

نبایستی نمود اول به ما آن روی زیبا را

چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل

بباید چاره‌ای کردن کنون آن ناشکیبا را

مرا سودای بت‌رویان نبودی پیش ازین در سر

ولیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را

مراد ما وصال تست از دنیا و از عقبی

وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری

برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت

که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را

سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی

ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟

[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 7:12 ] [ م . افلاک ]
گفتم بمان 

 
 
                                              اما رهگذر 
                                                                                              کارش گذر است ...
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:15 ] [ م . افلاک ]
هی باران!

دلت را خوش نکُن به ذوق مردم از باریدنت

این جماعت زمانی تورا میخواهند که برایشان صرف داشته باشی

وقتی دلشان تورا میخواهد که هوا گرم باشد

زمین خُشک باشد

...

همین که خیسشان کُنی ُ لباسشان کثیف شود

همین که ناخواسته ضرر برسانی

همین که برنامه هایشان را لغو کُنی

تو را به فُحش خواهند کشید
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:38 ] [ ونوس ]
این مطلب را مجله لایف به مناسبت گذشت ۱۲۰ سال از تولد چارلی چاپلین ، منتشر کرد .

آموخته ام . . . با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه ، رختخواب خرید ولی خواب نه ، ساعت خرید ولی زمان نه ، می توان مقام خرید ولی احترام نه ، می توان کتاب خرید ولی دانش نه ، دارو خرید ولی سلامتی نه ، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه .

آموخته ام . . . که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند ، کسی است که به من می گوید : تو مرا شاد کردی !

آموخته ام . . . که مهربان بودن ، بسیار مهم تر از درست بودن است . . .

آموخته ام . . . که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی ، نه گفت .

آموخته ام . . . که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم .

آموخته ام . . . که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد ، همه ما احتیاج به دوستی  داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم

آموخته ام … که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او،  و قلبی است برای فهمیدنش.
[ یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 8:21 ] [ ونوس ]
ای صبا رو سبکبار
از برم سوی دلدار

گو به آن بی وفا یار
حال این عاشق زار

گو به هر کوی و برزن
پیش هر مرد و هر زن

بگذرم چون به زاری
همچو ابر بهاری

از دو چشم گهر بار
دُر فشانم صدف وار

ماه نو چو بر چشم مردم نیاید
هرکسش به انگشت خود می نماید

در غم تو از بس که زار و نزارم
با هلال یک مو تفاوت ندارم

غم بود کوه
دل بود کاه
آتش عشق، درد جانکاه

بس نهاده عشقت به دوش دلم بار
ترسم از غمت جان سپارم به یکبار

ای گل نشستن با خسان، پیوسته‌ات گر خوست

روزی بیاید کز تو، نه رنگی به جا، نه پوست

با غیر اگر که آشنا، از چه به من یار است

سالک به من گر بی وفا، از چه به اغیار است

بس بس حکایت از تو ناگفتن همی بهتر

رو رو شکایت از تو ناکردن بسی نیکوست

[ شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 1:50 ] [ م . افلاک ]
نفس در سینه حبس است ای برادر
سکوت امشبم هم رنگ ِ درد است ای برادر
نوای دل شنیدن دارد امشب
ندای "انا الیه راجعون" است ای برادر
نمیدانم صدایی میرسد اینک به گوشَت ؟
صدای ناله ای از عمق ِ جان است ای برادر
نگاهی اشک ریزان رو به راهت ٬ که باز آیی
بگویی این همه ماتم دروغ است ای برادر
تنی آشفته که باور ندارد ٬ که زین پس
بودنت همچون سراب است ای برادر
بخوان قاری ٬" الرحمان "بخوان تا مطلع الفجر
که امشب ٬ زیر ِ این خاک ٬تنی بسیار سرد است ای برادر...

[ سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:45 ] [ ونوس ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

...طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون می‌کند با ما نهانی می‌کند

می‍رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی میکند

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی می‌کند